تبليغاتX
سقوط
دوزخ سبز 

 

 زندگی خوب است،مرگ بهتر،و دنیا نیامدن بهترین

 

الزامات زندگی امروزی انسان مدرن را به سان رابینسون کروزوئه در جزیره های تنهایی رها کرده است. شهرهای پست مدرن انسان را در لابیرنت هایی بی انتها به خود وا نهاده است که در آن انسان به قول هایدگر دچار فراموشی هستی خود شده است و خلاصی از آن جز به مدد معجزه حاصل نمی شود.

کم رنگ شدن مرزهای جغرافیایی که با هدف نزدیک شدن انسان ها به هم صورت گرفته است در فرایندی پارادوکسیکال لاجرم به محدود شدن خطوط انفکاک در تن و فرد تقلیل یافته است. انقلاب ارتباطات، کارکردی واژگون پیدا کرده و به دلیل ماهیت مجازی و خلق انسان های مجازی چند چهره، خود به ابزاری برای تنهایی انسان تبدیل شده است.

واکنش انسان به این دنیای خودساخته که به سان دیوی هزار سر، هر لحظه در جهشی ژنتیکی او را خلع سلاح می کند به جز فرو رفتن در پیله ی تنهایی چه می تواند باشد؟ او به علت ماهیت اجتماعی در این پیله نیز خود به دنبال ارتباط و یافتن دوست در دنیایی است که دوستی انسانی به گونه ای چشمگیر کاهش یافته است. می ماند دوست های مصنوعی.

وفور فروشگاه های عروسک فروشی به انتخاب دوست های مصنوعی دامن زده است. عروسک هایی ابله با چهره ها و فیگورهای ابله تر که این روزها در همه جا دیده می شود به دوستان انسان بدل شده اند. دوستانی که نه حرف می زنند، نه اعتراض می کنند و هزینه ای نیز ندارند. انسان همه ی این چیزها را در یک دوست با هم می خواهد: ساکت، قانع و کم هزینه بودن؛ چیزهایی که در انسان های واقعی - نه حقیقی – یافت نمی شود. عروسک ها را هر لحظه می شود دور انداخت و عروسکی ابله تر را جایگزین کرد؛ همیشه در اختیار انسان است و هر روز چهره هایی ابله تر / زیباتر آن به بازار می آید. حالا این عروسک ها هستند که به شکلی نمادین بر انسان ها حکومت می کنند!

(( پاسکال معتقد است دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است ))

 

‹‹ این بدبختی است كه مدام مجبور به آغاز كردني.فقدان این توهم كه هرچيزي بيش از يك آغاز يا همسان با آن است،حماقت آنان كه این مطلب را نمي دانند و حماقت خویش كه گويي چون تابوتی است در خویش مدفون و بدين قرار تابوتی كه مي توان آن را حمل كرد،گشود،ویران كرد و مبادله كرد. ››

 

                                                                                           ‹‹  فرانتس کافکا ››

 

 

ما در اثر شر زندگی مي كنيم ... ما در مرداب خود پسندي فرو رفته ايم ... امروزه ديگر گناه وجود دارد.اشتیاق به خدا هم وجود ندارد.هر چیزی زميني است و يكسره مطابق با مقاصد زميني.خدا وراي وجود ماست.و اثبات آن غیرممکن.به اين سبب همه ي ما دچار انجماد وجدان هستیم... ما در مردابی از دروغ و توهم هايي پوسیده زندگی مي كنيم كه هيولاهاي وحشتناک به جهان مي آورد،هيولاهايي كه به چهره اي پر از محبت به دوربین عکاس ها لبخند مي زنند ولي در همان لحظه – بي آنکه كسي متوجه شود – با بي خيالي میلیون ها انسان را چون حشره زیرپا له مي كنند...

 

zeus

|+|
نوشته شده توسط زئوس در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 0:26